وب آرشیو

آبان ۱۳۹۷ - وب آرشیو

مسابقه کاربران برتر فایل ناب
تنظیم شرایط محیطی فایل ناب | ایجاد فروشگاه فایل

مسابقه ویژه فایل ناب در بهار 96

مسابقه ویژه فایل ناب در بهار 96

مسابقه ویژه فایل ناب در بهار 96
فایل بفروشید ، درآمد کسب کنید و جایزه بگیرید

هفت دوره از مسابقات فایل ناب را در کنار شما کاربران عزیز بودیم و تلاش کردیم که با جوایزی هرچند کوچک ، قدردان زحمات و تلاش های شما عزیزان باشیم. در بهار 96 هم با هشتمین دوره از مسابقات فایل ناب در کنار شما خواهیم بود و همه با هم تلاش خواهیم کرد که در مسیر موفقیت پیش قدم باشیم.

جوایز ویژه بازاریاب های برتر:
بیش از 300 بازاریابی: 100,000 تومان
بیش از 600 بازاریابی: 250,000 تومان
بیش از 900 بازاریابی: 450,000 تومان

جوایز ویژه برای فروشندگان برتر:
آپلود بیش از 500 فایل: 50,000 تومان
آپلود بیش از 1000 فایل: 110,000 تومان
آپلود بیش از 2000 فایل: 250,000 تومان

 پزشکان قبلا تصور می کردن که خوراکی ها باعث زخم معده می شوند و در حال حاضر می دانیم که علت ایجاد زخم معده مواردی از قبیل مصرف قرص های مسکن به مدت طولانی یا عفونت باکتری اچ پیلوری H. pylori است

بهترین و بدترین غذاها برای زخم معده

پزشکان قبلا تصور می کردن که خوراکی ها باعث زخم معده می شوند و در حال حاضر می دانیم که علت ایجاد زخم معده مواردی از قبیل مصرف قرص های مسکن به مدت طولانی یا عفونت باکتری اچ پیلوری H. pylori است. با این که خوراکی ها عامل ایجاد زخم معده نیستند ولی برخی از آن ها درد شما را بیشتر کرده و برخی دیگر به درمان سریع تر شما کمک می کنند.

بیشتر بدانید : درمان زخم معده با نسخه ای ساده در طب سنتی

بهترین خوراکی برای زخم معده : پروبیوتیک

کیمچی

خوراکی هایی از قبیل ماست، میسو، کیمچی، سورکاروت، کامبوچا و تمپه سرشار از باکتری های خوب به نام پروبیوتیک هستند که با عفونت اچ پیلوری مقابله کرده و به درمان زخم معده کمک می کنند.

بهترین خوراکی برای زخم معده : فیبر

بلغور جو دوسر و سیب

سیب، گلابی، بلغور جودوسر و سایر خوراکی های غنی از فیبر به دو دلیل برای زخم معده مناسب هستند. فیبر می تواند مقدار اسید معده را کاهش دهد و درد و نفخ معده را کم کند. ضمن این که تحقیقات نشان داده اند که رژیم غذایی غنی از فیبر به پیشگیری از زخم معده کمک می کند.

بهترین خوراکی برای زخم معده : سیب زمینی شیرین

سیب زمینی شیرین

سیب زمینی شیرین سرشار از ویتامین A است و شواهدی وجود دارد که این ماده مغذی به کاهش زخم معده کمک کرده و در پیشگیری از آن نقش موثری ایفا می کند. سایر منابع این ویتامین از قبیل اسفناج، هویج و طالبی و جگر هم برای بهبود زخم معده مفیدند.

بهترین خوراکی برای زخم معده : فلفل دلمه قرمز

فلفل دلمه قرمز

فلفل دلمه قرمز سرشار از ویتامین C است که به محافظت از شما در مقابل زخم معده کمک می کندو این ویتامین نقش مهمی در بهبود زخم ها دارد. افرادی که ویتامین C کافی دریافت نمی کنند احتمال این که به زخم معده مبتلا شوند، بیشتر است. این ماده مغذی در مرکباتف توت فرنگی، کیوی و کلم بروکلی یافت می شود.

بدترین خوراکی برای زخم معده :  شیر

شیر

در قدیم پزشکان برای درمان زخم معده نوشیدن شیر را تجویز می کردند ولی امروزه میدانیم که شیر به درمان زخم معده کمک نمی کند و در واقع باعث بدتر شدن زخم معده و تحریک معده برای ترشح اسید بیشتر می شودو

بدترین خوراکی برای زخم معده : الکل

الکل

اگر مستعد ابتلا به زخم معده هستید یا زخم معده هستید بهتر است از مصرف نوشیدنی های الکلی اجتناب کنید. تحقیقات نشان داده اند که نوشیدن الکل باعث تحریک دستگاه گوارش و آسیب رساندن به معده و بدتر شدن زخم های دستگاه گوارش می شود.

بدترین خوراکی برای زخم معده : غذاهای چرب

سیب زمینی سرخ شده

هضم غذاهای چرب زمان بیشتری نیاز دارد و منجر به درد و نفخ شکم می شود. اگر زخم معده دارید مصرف غذاهای چرب مشکلات شما را بیشتر می کند.

بدترین خوراکی برای زخم معده : برخی از خوراکی های تند

سوپ گوشت وقارچ تند

مدتها پزشکان بر این باور بودند که غذاهای تند علت اصلی زخم معده هستند ولی اکنون می دانیم که درست نیست. با این حال برخی افراد با مصرف غذاهای تند وضعیتشان بدتر می شود که در این صورت باید مصرف تندی را کنار بگذارند.

بدترین خوراکی برای زخم معده : برخی مرکبات

مرکبات

قبلا تصور میشد که خوراکی های اسیدی مانند مرکبات و گوجه فرنگی زخم معده را تشدید می کند ولی شواهد محکمی در این زمینه وجود ندارد با این حال واکش هر شخص به این مواد خوراکی منحصر به فرد است بنابراین اگر بعد از مصرف آن ها به مشکل میخورید باید مصرفشان را کنار بگذاریدو

بدترین خوراکی برای زخم معده : شکلات

شکلات

شکلات دارای مزایای بالقوه سلامت است ولی در اغلب افراد مبتلا به زخم معده ایجاد ناراحتی می کند. اگر خوردن شکلات احساس ناخوشایندی به شما می دهد باید تا زمان بهبود زخم معده، مصرفش را کنار بگذارید.

بدترین خوراکی برای زخم معده : کافئین

قهوه

تحقیقات تایید شده ای در زمینه بدتر شدن زخم معده با مصرف کافئین به خصوص قهوه وجود ندارد با این حال پزشکان توصیه می کنند از مصرف آن اجتناب کنید.

بیشتر بدانید : تاثیر رژیم غذایی بر زخم معده

بیشتر بدانید : زخم معده تبدیل به سرطان می شود؟

بیشتر بدانید : ۱۰ علامت زخم معده را بشناسید

تهیه و ترجمه : گروه سلامت سیمرغ
seemorgh.com/health
اختصاصی سیمرغ

محمدتقی بهار را با کدام هنر و حرفه‌ای می‌توان ممتاز کرد؟ بهار در هر کاری که به یادگار گذاشت بهترین بود و در تاریخ ایران بسیار تاثیرگذار واقع شد

زندگینامه ملک‌الشعرای بهار به مناسب ۱۳۴مین سالگرد تولدش

دوران زندگی بهار آّبستن وقایع و تحولات بزرگی بوده است که شخص بهار هم در شکل دادن آن‌ها تاثیر داشته است، مرگ ناصرالدین شاه، شگل‌گیری مشروطه و آغاز سلطنت رضا شاه نیز از دیگر اتفاقات زندگی او بودند. محمدتقی بهار در سال ۱۲۶۳ شمسی در مشهد و در خانواده صبوری متولد شد. در توصیف خانواده‌اش می‌گوید که پدرم در خانه با ما درباره علم و ادبیات و تاریخ حرف می‌زد و برخلاف مردان آن دوره معتقد نبود که با اهالی خانه نباید دم‌خور بود. او با ما درباره داستان‌ها و شعر‌های عربی و فارسی حرف می‌زد.
 
پدرم، ملک‌الشعرای صبوری، با ورود نوشته‌های فرانسوی مثل الکساندر دوما به ایران در خانه شروع به بلند خواندن آن‌ها کرد و گاهی هم به مادرم می‌داد تا او برای ما بخواند. مادرش که از مسیحیان قفقاز بوده نیز مانند پدر اهل سواد و شعر و دانش بود. این آشنایی با ادبیات در کودکی، به علاقه‌اش در بزرگسالی منجر شد. در خاطراتش می‌گوید: بسیاری از آن داستان‌ها و اشعاری را که پدر در خانه برای ما می‌خواند مانند «کنت دو مونت کریستو» و «سه‌تفگدار» را تا بزرگسالی به خاطر داشتم.
 

ملک‌الشعرا در جوانی,عکس ملک الشعرا,تولد ملک الشعرا,بیوگرافی ملک الشعرا
ملک‌الشعرا در جوانی

 تحصیلات ملک‌الشعرای بهار

به روایت خود از ۵ سالگی به مکتب زنانه فرستاده شده و معلمش زن‌عمویش بوده است. در ماه‌های اول قرآن آموخته و فارسی یاد گرفته است. پس از آن به مکتب مردامه رفته و از فضای آنجا خاطرات زیادی نوشته است. بهار در خاطراتش می‌نویسد، چون پدرش فقیر نبوده و به مکتب ماهی ۵ قران شهریه می‌داده زیاد تنبیه نشده و هم‌کلاسی‌هایش کمتر او را اذیت می‌کردند. می‌نویسد در آن مکتب ۶ ماه ماندم و فقط یک بار کتک خوردم.

پس از مکتب مردانه برای آموزش عربی او را به مکتب دیگری فرستاده‌اند. از این نقل قول می‌توان فهمید در آن دوره آموزش مکتبخانه‌ها متفاوت بوده و به گونه‌ای می‌توان گفت: تخصصی بودند.

سفر ملک‌الشعرای بهار به عراق

۱۰ سالگی پدرش او، مادر و خواهر و برادرش را به کربلا می‌برد. در خاطرات خودنوشت او آمده آن سال همان سالی بود که ناصرالدین شاه را میرزارضا کرمانی کشته بود. او از خاطرات سفر این گونه می‌گوید: اگر در شهری بیشتر از ۱۵ روز اقامت داشتیم، پدرم من را به مکتب می‌فرستاد تا چیز‌هایی که یاد گرفته‌ام از یاد نبرم. این رفتار نشانه اهمیت آموزش برای ملک‌الشعرای صبوری، پدر محمدتقی بهار، است. این سفر تقریبا یک سال طول می‌کشد.

آغاز شاعری و روزنامه‌نگاری

در ۱۰ سالگی و همان سفر عراق، اولین شعرش را می‌سراید و تا ۱۵ سالگی پدر او را در تقویت این هنر همراهی می‌کند، ولی با تغییرات سیاسی در عهد مظفرالدین‌شاه ملک‌الشعرای صبوری او را از گرایش به شاعری دور می‌کند و در همان سال‌ها می‌میرد. بهار پس از مرگ پدر قصد آمدن به تهران و رفتن به فرنگ برای تحصیل می‌کند، ولی مسئولیت خانواده و انقلاب مشروطه ایران مانع این کار می‌شود. پس از مشروطه بهار نیز به جمع مشروطه‌خواهان مشهور می‌پیوندد و به انتشار روزنامه خراسان کمک می‌رساند. او در این دوره قصایدش را در روزنامه منتشر می‌کرده است. ادامه کار روزنامه‌نگاری بهار نشان از موفقیت او در این حرفه دارد، ولی همین فعالیت‌ها باعث تبعید، انزوا و مهاجرتش شد. در این دوران تدریس و تالیف و تصحیح نسخ خطی انجام می‌داد. او پس از شهریور ۱۳۲۰، برای آگاهی جوانان مقالاتی با عنوان «تاریخ مختصر احزاب سیاسی»، به شکل مقالاتی در روزنامه مهر ایران نوشت. این مقالات بسیار مورد استقبال واقع شد.

بهار سیاستمدار

کار‌های سیاسی‌اش از او چهره‌ای موجه ساخته بود و در نهایت وزیر شد. در این مورد در خاطراتش می‌نویسد: «آخر وزیر شدم، و‌ای کاش که آقای قوام مرا به وزارت دعوت نمی‌کرد و آن چند ماه شوم را که بی هیچ گناه و جرمی در دوزخم افکنده بودند، نمی‌دیدم. مشقت و رنج و عذاب روحی بی نهایت بود… و من بی درنگ پای استعفانامه را امضاء کردم. رفتم در خانه، ولی ننشستم، بلکه افتادم» او نماینده چند دوره مجلس هم بود، ولی به دلیل بیمار و برای مداوا به سوئیس می‌رفت.
 

به جای بهار واعظ را ترور کردند

روز هشتم آبان ۱۳۰۴ واعظ قزوینی، مدیر روزنامه «رعد» قزوین، برای لغو توقیف روزنامه‌اش به تهران آمد و به مجلس شورای ملی رفت. روز قبل یعنی ۷ آبان طرح انقراض سلسله قاجار در مجلس شورای ملی تصویب شد. در آن زمان رضاخان که خود را برای تاجگذاری آماده می‌کرد غیر مستقیم نمایندگان مخالف انقراض حکومت قاجار را به مرگ تهدید کرده بود. بهار و مدرس از رهبران مخالف رضاخان بودند و بهار در نطق روز هشتم به تندی درباره این موضوع سخترانی کرده بود. بهار می‌گوید: «قبل از آنکه نطق کنم، یکی از پادو‌های اکثریت به من نزدیک شد و گفت: پس از نطق، نایست و زود برو!»

بهار ادامه می‌دهد: «من نیز پس از نطق نایستادم، زیرا معلوم بود طرفداران رضاخان چه برنامه‌ای داشتند. من رفتم. اما نه از مجلس بیرون، بلکه در اتاقی تنها نشسته و سیگاری آتش زده بودم و به اوضاع کشور و آتیه مملکت و آتیه خود فکر می‌کردم. آن‌ها (آدمکشان) فکر کردند من بیرون رفتم تا بگریزم.» در همین زمان واعظ قزوینی که شباهتی به بهار هم داشته (طرز لباس و عبا و عمامه و قد نسبتاً بلند) از مجلس خارج می‌شود. ازین رو معموران ترور بهار او را به جای محمدتقی ملک‌الشعرا با شلیک تفنگ ترور می‌کنند. (ر. ک: ترور دربهارستان، مهدی نورمحمدی)

خانواده بهار

ازدواج اول بهار، در سنین کم در مشهد بود، ولی همسر و فرزند او فوت کردند و تا وقتی بهار به تهران نیامده بود دوباره ازدواج نکرد. بهار از همسر دومش صاحب ۶ فرزند (هوشنگ، ماه ملک، ملکدخت، پروانه، مهرداد و چهرزاد) شد.

دختر ملک‌الشعرا از پدر می‌گوید:
چهرزاد بهار، دختر کوچک ملک‌الشعرا خانه پدری را زن‌سالار می‌داند. در خانه ما، مادر رئیس همه چیز بود و پدر بیشتر در اتاق پر از کتاب خود بر روی زمین به دور از تشریفات، کاملا سنتی، مشغول کار و تحقیق بود. پدر در همان اتاق ساده میزبان مهمانان بود، بر خلاف آن چیزی که این روز‌ها در رسانه از زندگی ما نشان داده‌اند. ما فرزندان گاهی تنها بر سر سفره ناهار یا شام پدر را ملاقات می‌کردیم و پدر بقیه وقت خود را مشغول مطالعه و تحقیق بود.
 
چهرزاد بهترین زمان زندگی خود با ملک الشعرا را بعد از مراجعت ایشان از سفر درمانی سوئیس دانست. دکتر به وی گفته بود که باید دور از آلودگی تهران دور باشد و در مکانی، چون ییلاق زندگی کند، در نتیجه دوستان بهار خانه‌ای در حصارک و سال بعد در نیاوران برای او تهیه می‌کنند و چهرزاد در این دوره بیشترین خاطرات را از پدر به یاد دارد. وی می‌گوید من شب‌ها برای پدر روزنامه می‌خواندم، آن زمان جنک کره بود و پدر تمام وقایع را از طریق روزنامه پیگیری می‌کرد. در این زمان بود که پدر رئیس افتخاری انجمن صلح ایران شد.

فغان ز جغد جنگ و مرغوای او
که تا ابد بریده باد نای او
زمن بریده یار آشنای من
کزو بریده باد آشنای او ا. چه باشد از بلای جنگ صعبتر
که کس امان نیابد از بلای او
شراب او زخون مرد رنجبر
وز استخوان کارگر، غذای او

بهار و ترانه‌سرایی

دختر بهار از آشنایی پدر با موسیقی می‌گوید. وی معتقد است که ملک الشعرای بهار گوش موسیقایی داشته است. وی از خاطرات حضور موزییسین‌ها و خوانندگان مطرح آن دوره مثلا نی داوود، درویش خان، صبا، موسی خان معروفی و زرین پنجه در تالار خانه یاد می‌کند.
 
بهار می‌گوید: بیشتر خوانندگان آن دوره و دوره‌های بعد تصنیف‌های پدر را اجرا کرده‌اند و بهار از تعدادی از آن‌ها تقدیر کرده است. با آن که تا کنون مقالات و رسالات بسیار درباره دستاورد‌های فرهنگی بهار انتشار یافته از نقش او در عرصه ترانه پردازی کم‌تر گفته شده است.
 
او کاری را که عارف آغاز کرده بود، به شکلی منسجم‌تر و زبانی سالم‌تر ادامه داد؛ و چه بسا اگر او نبود، عمر ترانه‌های اعتراضی، با همان تصنیف‌های عارف به پایان می‌رسید. چندین ترانه آشنای گوش ایرانیان سروده بهار است؛ مانند «مرغ سحر»، «ز فروردین»، «از من نگارم خبر ندارد» و … که بار‌ها خوانندگان بزرگ ایرانی آن را خوانده‌اند.
 

چهرزاد بهار,دختر ملک الشعرا بهار,فرزند ملک الشعرا
چهرزاد بهار آخرین فرزند ملک‌الشعرا

چهرزاد بهار در مورد ساخت مقبره سعدی و فردوسی نیز می‌گوید که پدر برای ساخت آن‌ها تلاش بسیار کرد در حالی که برای مزار خودش من و مادر از پول چاپ کتاب‌های خود او پس از سال‌ها مقبره‌ای برایش ساختیم که هنوز هم باقی است.

 

بیشتر بدانید : اعتراض دختر ملک الشعرا بهار به فرح پهلوی و سریال شهریار

بیشتر بدانید : شکوه دماوند در جغرافیای شعر فارسی؛‌ از فردوسی تا ملک‌الشعرا

بیشتر بدانید : نامه عاشقانه ملک الشعرای بهار به همسرش

بیشتر بدانید : شاعری سرکش که کوتاه آمد

گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
seemorgh.com/culture
منبع: faradeed.ir

محمد علی کشاورز را آن قدر می‌شناسیم و آن قدر نام و چهره اش برای ما آشنا و صمیمی است که به نظر می‌رسد نوشتن هر مقدمه‌ای درباره توضیح واضحات باشد. کشاورز را چند نسل بر پرده سینما و صفحه تلویزیون دیدند و از هنرش لذت بردند

بیوگرافی و کارنامه هنری محمدعلی کشاورز

محمد علی کشاورز را آن قدر می شناسیم و آن قدر نام و چهره اش برای ما آشنا و صمیمی است که به نظر می رسد نوشتن هر مقدمه ای درباره توضیح واضحات باشد. کشاورز را چند نسل بر پرده سینما و صفحه تلویزیون دیدند و از هنرش لذت بردند. بازیگری که با اکثر کارگردانان مهم سینمای ایران چون داریوش مهرجویی، ناصر تقوایی، علی حاتمی، ابراهیم گلستان و حتی عباس کیا رستمی – که معمولا اعتقادی به استفاده از بازیگر حرفه ای در فیلم هایش ندارد –  همکاری داشته و لحظات درخشانی را در تاریخ سینمای ایران رقم زده است. پیداست با چنین کوله باری از تجربه و فعالیت هنری هر بار که با او به گفتگو بنشینی حرف های تازه و شنیدنی زیاد خواهد داشت. حالا چند سالی است که کشاورز را در فیلم یا سریالی ندیده ایم. این تئاتری خاک صحنه خورده مدتی است به خاطر بیماری از دنیای هنر دور مانده. جای خالی او را می شد به شدت حس کرد، خاصه وقتی که جایی یکی از اثرهایش را به تماشا می نشینیم و خاطرات مان با او تازه می شود.

محمدعلی کشاورز,بیوگرافی محمدعلی کشاورز,کارنامه هنری محمدعلی کشاورز,فیلم های محمدعلی کشاورز,زندگینامه محمدعلی کشاورز
محمد علی کشاورز

او شاید از دیده دور مانده باشد اما از دل نخواهد رفت چون نام و هنرش را بر دل و یاد مردم این سرزمین ثبت کرده و هیچ نیرویی – حتی بیماری و کم کاری کنونی او – نمی تواند لحظه های ماندگاری را که برای مان ساخته محو کند. ادای احترام می کنیم به او و هم نسلانش؛ ماندگان و رفتگان نسلی که از صحنه های تئاتر به دنیای تلویزیون و سینما راه یافتند و همگی درخشان و تاثیرگذار و صاحب سبک شدند.

دوران کودکی

من در جلفای اصفهان که محله ای ارمنی نشین است به دنیا آمدم؛ جایی با سابقه طولانی در زمینه موسیقی، نقاشی، منبت کاری، قالی بافی، قلم کاری و قلمزنی. مردم آنجا اکثرا با ترانه های محلی و اجتماعی، همچنین اشعار سعدی و حافظ همخو بودند و شب های طولانی زمستان می نشستند و شاهنامه می خواندند و در قهوه خانه ها هم همیشه بحث «نقالی» داغ بود. تئاترهایی هم به زبان ارمنی اجرا می شد که از همان زمان برایم بسیار اثرگذار بود. حتی برای اولین بار سالن تئاتر به صورت «جعبه ایتالیایی» در جلفای اصفهان ساخته شد که هنوز هم وجود دارد. ادیان مختلف بدون آنکه برخورد قومی با هم داشته باشند زندگی می کردند و تئاتر می گذاشتند. من به کودکستان مریم می رفتم و مدیر آنجا فردی بود به نام «گراویدار» که زبان ایتالیایی و فرانسه را خیلی خوب می دانست و به ادبیات فارسی هم بسیار مسلط بود و راجع به اشعار سعدی، حافظ، فردوسی، مولوی و شعرای اصفهان بحث می کرد.

محمدعلی کشاورز,بیوگرافی محمدعلی کشاورز,کارنامه هنری محمدعلی کشاورز,فیلم های محمدعلی کشاورز,زندگینامه محمدعلی کشاورز
محمد علی کشاورز در دوران کودکی

این گفتگوها و بحث های فرهنگی که می شد روی ما بسیار تاثیر می گذاشت به خصوص اینکه در دوران کودکی و نوجوانی بودیم و این مسائل برای مان تازگی داشت. من بسیار تحت تاثیر فضای بسیار زیبا و قشنگ اصفهان بودم به خصوص کاشی کاری های مساجد که هنوز هم بعد از گذشت صدها سال پابرجاست و کسی نتوانسته مثل آنها کار کند. آن زمان نه تلویزیون بود و نه رادیو و ما به تماشای نمایشنامه هایی که در قهوه خانه ها برای تفریح و سرگرمی مردم اجرا می شد می نشستیم. حدود ۱۲ سال داشتم که کم کم سینما هم آمد. در آن روزگار پدیده جدیدی محسوب می شد.اکثر معلم های ما از تهران فارغ التحصیل شده بودند و آنها مسائل جدیدی را به ما می گفتند و یواش یواش ما را به تئاتر و سینما علاقه مند کردند. خانواده ام هم هیچ مخالفتی برای وارد شدنم به کارهای هنری نداشتند. در مدرسه تئاترهایی را کار می کردم که بیشتر مسائل وطن پرستی در آنها مطرح می شد و به موضوعاتی همچون علم بهتر است یا ثروت، می پرداختیم.

ورود به هنرستان هنرپیشگی

بعد از گرفتن دیپلم در دبیرستان «ادب» به تهران آمدم و بعد از گذراندن دوران سربازی چون کار خاصی نداشتم از زور بی کاری بعد از دادن کنکور به هنرستان هنرپیشگی رفتم و دوره سه ساله را در آنجا گذراندم. در آن دوره ۲۰ نفر حضور داشتند و اسماعیل شنگله و جمشید لایق از هم دوره هایم بودند.

محمدعلی کشاورز,بیوگرافی محمدعلی کشاورز,کارنامه هنری محمدعلی کشاورز,فیلم های محمدعلی کشاورز,زندگینامه محمدعلی کشاورز
محمد علی کشاورز در جوانی

اساتید خوبی مثل استاد نامدار، مهرتاش، دکتر نصر، خان ملک، ساسانی، صدری، گرمسیری و جنتی عطایی آنجا بودند و رشته های مختلف را به مادرش می دادند. همزمان با تحصیل در هنرستان هنرپیشگی، نوشین و دار و دسته اش بعد از سال ۳۲ به خاطر مسائل سیاسی کنار رفته بودند و تئاترهایی مثل دهقان و جامعه باربد وجود داشت که ما به تماشای نمایش هایی که در آنجا اجرا می شد می رفتیم و کارهای کوچکی هم در هنرستان انجام می دادیم و بعد از فارغ التحصیلی جذب کار شدیم.

اجرای نمایش های تک پرده ای در تلویزیون

از سوی اداره هنرهای دراماتیک چند استاد از فرنگ آورده بودند و تئاتر را به صورت اختیاری آموزش می دادند که من به همراه نصریان، شنگله، کرامت، والی و خسروی در این کلاس ها حضور پیدا کردیم. کم کم تلویزیون ایران شکل گرفت و بچه هایی که در عرصه تئاتر کار می کردند، جذب تلویزیون شدند و نمایش هایی را به مدت نیم ساعت اجرا می کردیم. این درست در زمانی بود که بعد از کودتای ۲۸ مرداد تئاترها به صورت کاباره درآمده بود و مردم به طور کلی از آن زده شده بودند و کمتر به آن توجه می کردند. یواش یواش مجذوب نمایش های ما – که توسط گروهی از جوانان تحصیل کرده تئاتر که به صورت تک پرده ای در تلویزیون اجرا می شد – شدند که اثر مستقیمی در کوتاه ترین زمان می گذاشت. آن زمان سینما هم فعال شده بود و عده ای هم در آن حوزه مشغول بودند و بیشتر فیلم های تجاری و سطح پایین ساخته می شد اما ما به خاطر اینکه اعتقادی به آنهایی که سناریو می نوشتند و فیلم می ساختند نداشتیم علی رغم درخواست هایی که می شد، در فیلم ها شرکت نمی کردیم و رسالتی برای کار تئاترمان داشتیم.

تاسیس تئاتر سنگلج

بالاخره وزارت فرهنگ و هنر مجبور شد سالنی بسازد و سالن ۲۵ شهریور که الان سنگلج نام دارد ساخته شد و ما با گروه هنرهای دراماتیک به آنجا رو آوردیم و چون ضعف نمایشنامه نویسی هم داشتیم، مسابقاتی گذاشتیم و نمایشنامه هایی از بیضایی، رادی، کاردان و صیاد که ایرانی می نوشتند دریافت کردیم. اجرای آنها با استقبال زیاد مردم همراه می شد به طوری که بلیت ها از یک ماه قبل رزرو و از قشرهای مختلف برای تماشا می آمدند. از جمله نمایش هایی که در آنجا اجرا کردیم می توان به «پستخانه»، «اشباح»، «افول»، «عروسی باقر خان»، «حکومت زمان خان»، «بختک»، «دشمنان»، «دوزخ»، «سیاوش بر باد»، «سیاه زنگی، دایره زنگی و مرد فرنگی»، «چند لحظه تا مرگ» و «مترسک شب» اشاره کرد.

در تئاتر سنگلج فقط باید نمایشنامه های ایرانی کار می شد. در آن زمان اداره هنرهای دراماتیک رییسی داشت به نام دکتر فروغ که آن را تاسیس کرده بود و بسیار به رفتار و اخلاق هنرمندان حساس بود و هر کسی که جزو اداره تئاتر می شد، حتما باید از خصوصیات اخلاقی و سواد کافی بهره می برد.

تاسیس دانشکده هنرهای دراماتیک

کمبود تحصیلات عالیه تئاتر احساس می شد و دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران هم با گنجاندن این رشته مخالفت کرده بود تا این که ما به همراه دکتر فروغ با زحمات زیادی که کشیدیم دانشکده ای را به نام دانشکده هنرهای دراماتیک با ریاست دکتر فروغ تاسیس کردیم که رشته های کارگردانی و هنرپیشگی تئاتر و رشته های دیگری مثل سینما، ادبیات دراماتیک و طراحی صحنه در آن تدریس می شد و اساتید فوق العاده خوبی هم در آنجا جمع شدند. ما هم با توجه به این که پیش زمینه ای هم از هنرستان هنرپیشگی داشتیم در آنجا مشغول به درس خواندن شدیم و در دوره اول این دانشکده، فارغ التحصیل شدیم که تعدادمان ۲۰ نفر بود. در دوره های بعد هم کسانی مثل سمندریان و شنگله که در اروپا تحصیل کرده بودند، در آنجا مشغول به تدریس شدند.

ورود به سینما

از سال ۱۳۴۳ کم کم موج نو سینمای ایران شکل گرفت و افرادی همچون بهرام بیضایی، فرخ غفاری و داریوش مهرجویی به همراه افراد دیگر شروع به کار کردند. با آمدن این افراد و کسانی که فارغ التحصیل رشته سینمای دانشکده هنرهای دراماتیک بودند، ممنوعیتی هم که ما داشتیم برای حضور در سینما، برای بعضی از فیلم های ارزشمند لغو شد و من در فیلم «شب قوری» به کارگردانی فرخ غفاری حضور پیدا کردم. آن زمان دیگر در تلویزیون و تئاتر بازیگر مطرح و چهره شناخته شده ای بودم و مردم من را می شناختند، ضمن اینکه همزمان در تئاتر هم حضور داشتم.

محمدعلی کشاورز,بیوگرافی محمدعلی کشاورز,کارنامه هنری محمدعلی کشاورز,فیلم های محمدعلی کشاورز,زندگینامه محمدعلی کشاورز
محمدعلی کشاورز

بعد از «شب قوری» در «خشت و آینه» به کارگردانی ابراهیم گلستان بازی کردم که تعدادی از بچه های اداره تئاتر و افراد دیگری مثل فنی زاده، مشایخی، فرید و هاشمی با من همبازی بودند. گلستان از آدم های با شعور و داستان نویسان و کارگردانان خوبی بود و مستندهای خیلی خوبی هم می ساخت که همکاری با او تجربه خیلی خوبی برایم بود.

«آقای هالو» و همکاری با مهرجویی

مهرجویی بعد از این که به ایران آمد، فیلمی را به نام «الماس ۳۲» ساخت که فیلم بسیار بدی بود، کاری تجاری که هیچ موفقیتی را به دست نیاورد. بعد به همراه بچه های اداره تئاتر نظیر نصیریان، مشایخی، انتظامی و دکتر ساعدی «گاو» را ساخت که کار موفقی بود و بعد «آقای هالو» را که قبلا نصیریان نمایشنامه اش را کار کرده بود و سناریوی آن را نوشته بود را با هم کار کردیم.

آن زمان بازی در «قیصر» هم به کارگردانی مسعود کیمیایی به من پیشنهاد شد که نقش «فرمان» را ایفا کنم اما با وسواس خاصی که داشتم و دارم دوست نداشتم در آن فیلم باشم و در واقع گروه خونی ام به آنها نمی خورد و معتقد به آن کارها و آن نوع سینما نبودم و از بچه های تئاتر تنها مشایخی در آن فیلم بازی کرد. کارگردان های فرهیخته ای هم بودند که اجازه داشتیم با آنها کار کنیم و حق شرکت در کارهای تجارتی را نداشتیم. خود بچه ها هم آنقدر شعور و سواد داشتند که خودشان هم در چنین فیلم هایی بازی نمی کردند.

«رگبار» و «صادق کرده»

«رگبار» را با بهرام بیضایی کار کردم که در سال ۵۱ ساخته شد. بیضایی از نمایشنامه نویسان خوب تئاتر بود که از این طریق با هم آشنا بودیم.همین الان هم از پژوهشگران خوب سینما و تئاتر است. در «رگبار» که اولین فیلم بیضایی بود، پرویز فنی زاده، پروانه معصومی، منوچهر فربد و جمشید لایق بازی داشتند. «صادق کرده» هم اولین ساخته تقوایی بود که در همان سال ساخته شد. بعدها هم این همکاری در «دایی جان ناپلئون» تکرار شد و آن زمان دوران اوج شکوفایی تقوایی بود. در «صادق کرده» سعید راد، فخری خوروش، احمدی، داورفر و عزت الله انتظامی بازی می کردند که تعدادی از بچه های اداره تئاتر بودیم و بعدها فخری خوروش هم به اداره تئاتر آمد.

«کاروان ها» و همکاری با آنتونی کوئین

در سال ۵۵ کارگردان این فیلم که محصول مشترکی از ایران و آمریکا، آلمان و فرانسه بود، کارهای سینما و تئاتر من را دیده بود و خواست در کارش بازی داشته باشم. این فیلم به زبان انگلیسی در اصفهان فیلمبرداری می شد و به همراه من، وثوقی، گرامی، کهنمویی و طباطبایی هم حضور داشتند و سایر گروه کاملا خارجی بودند. آنتونی کوئین و مایکل سارازیب از دیگر بازیگرانی بودند که در این فیلم حضور داشتند.

با حضور در این فیلم تجربه های بسیار زیادی کسب کردم. کار من بیشتر با آنتونی کوئین بود. او نقاش خیلی خوبی بود و شطرنج را هم فوق العاده بازی می کرد. موزیک را خیلی خوب می دانست و بسیار خوب می خواند و در مجموع آدم با شعور و با سوادی بود. گفتگوهایی که با هم می کردیم برایم جالب بود که می گفت آرزو دارم یک بار روی صحنه تئاتر بروم و وقتی فهمید من هنرپیشه تئاتر هستم گلایه کرد که چرا زودتر نگفته ام. ما خیلی با هم رفیق شدیم و بحث و گفتگوهای زیادی با هم می کردیم. حتی یک بار یکی از فیلم هایش در اصفهان اکران می شد و با هم به تماشای آن رفتیم و اینکه می دید صدایش به فارسی دوبله شده است برایش جالب بود و با شوخی می گفت: «کی فارسی صحبت کردم که خودم خبر ندارم؟!»

محمدعلی کشاورز,بیوگرافی محمدعلی کشاورز,کارنامه هنری محمدعلی کشاورز,فیلم های محمدعلی کشاورز,زندگینامه محمدعلی کشاورز
محمدعلی کشاورز

فیلم «کاروان ها» در ایران اکران نشد اما در آمریکا و سایر کشورها نمایش گسترده ای داشت. من در طول حضورم در این فیلم دیدم که چقدر اینها به کارشان مسلط هستند. حتی در صحنه ای که هلی کوپتر می آمد جوری صدابرداری می کردند که فقط صدای بازیگر گرفته شود. حتی در صحنه ای مقابل آنتونی کوئین بازی داشتم که یکمرتبه مدیر فیلمبرداری کات داد و وقتی علت را پرسیدم گفت باد ملایمی می آمد که روی نور اثر می گذارد و آن را خراب می کند. دیدم چقدر در کارشان دقت دارند و آن را عاشقانه دوست دارند. حتی در سر یکی از صحنه ها اختلافی میان آنتونی کوئین و کارگردان به وجود آمد و مجبور کردند فیلمنامه نویس اصلی از انگلستان بیاید و صحنه ها را عوض کند و در واقع همه چیز با دلیل و منطق بود و بسیار به کارشان احترام می گذاشتند؛ مسائلی که در سینمای آن زمان ایران اصلا مطرح نبود. «کاروان ها» آخرین فیلمی بود که قبل از انقلاب بازی کردم.

من در فیلم «صحرای تاتارها» که محصول مشترکی با ایران بود نیز بازی کرده بودم؛ در واقع آقایی فرانسوی مصاحبه ای با من راجع به تئاتر داشت و بعد من را به کارگردان این فیلم معرفی کرده بود. در این فیلم با ماکس ماکسیدوف که یکی از بازیگران توانای جهان بود، همبازی بودم که آدم بسیار با شعور و با معلومات بود و حتی ادبیات ایران را خوانده بود و تاریخ ایران را خیلی خوب می دانست به خصوص معماری ایران را؛ از او هم چیزهای زیادی یاد گرفتم. «صحرای تاتارها» در ایران اکران شد.

«برزخی ها» اولین فیلم در بعد از انقلاب

از اداره تئاتر بازنشسته شدم و با توجه به این که محیط سینما به طور کلی خوب شده بود و کارگردان های جوان و خوبی وارد آن شدند، بیشتر در آن به فعالیت پرداختم، با توجه به این که مشکلی هم برای ادامه کار نداشتم. «برزخی ها» اولین فیلم من در بعد از انقلاب بود، ایرج قادری کارگردان این فیلم بود و واقعا شکل سینما را خوب می داند و بازی های خوبی می گرفت. فردین هم در این فیلم حضور داشت که او هم آدم بسیار شریفی بود و نمی دانم چرا نگذاشتند کار کند.

«هزار دستان» و اولین همکاری با علی حاتمی

سال ۵۹ مشغول بازی در سریال «سربداران» بودم که علی حاتمی «هزار دستان» را شروع کرد و این اولین کار من با او بود. البته قبلا نمایشنامه هایی که نوشته بود را در تئاتر کار کرده بودم. علی از بچه هایی بود که از اداره هنرهای دراماتیک بیرون آمد و در رشته ادبیات درماتیک تحصیل می کرد و در بعضی کلاس ها با هم بودیم. فیلم های خوبی هم ساخته بود مثل «سوته دلان» و «ستارخان» و در واقع فیلمنامه نویس ماهری بود و هنوز کسی روی دست او در دیالوگ نویسی به خصوص در زمان قاجاریه بلند نشده است.

محمدعلی کشاورز,بیوگرافی محمدعلی کشاورز,کارنامه هنری محمدعلی کشاورز,فیلم های محمدعلی کشاورز,زندگینامه محمدعلی کشاورز
محمدعلی کشاورز در
«هزاردستان»

سر «هزاردستان» به من گفت حالا دیگر باید با من کار کنی. او فیلمنامه اش را به کسی نمی داد؛ البته این که می گویند چیزی آماده نداشت اشتباه است. علی همه چیزش آماده بود، منتهی دست کسی نمی داد و فقط به تعداد معدودی که با آنها آشنا بود، می داد. «هزاردستان» را من، مشایخی و انتظامی خواندیم ولی به خیلی از بازیگران نداد. حتی این که می گویند سر کار می آمد و می نوشت اصلا درست نیست. تمام این چیزها را علی قبلا نوشته بود منتها وقتی سر صحنه می آمد آنها را به کسانی که باید بازی می کردند می داد.

وقتی نقش «شعبان بی مخ» را به من پیشنهاد کرد گفتم اجازه بده روی نقش مطالعه کنم و ببینم دوستش دارم یا نه. دیدم با این کار می شود یک تجربه کار هنرپیشگی کرد. با جاهل های قدیمی و لوطی های محله های مختلف صحبت کردم تا به نقش نزدیک شوم. نزدیک به پنج بار هم گریم ام عوض شد که هر بار چهار ساعت طول می کشید. من و انتظامی سنگین ترین گریم را داشتیم. به هر حال شروع به کار کردیم. شعبان بی مخ نقشی بود که دوست داشتم و خوشبختانه از نظر مردم هم موفق بود. علی هم دقت زیادی روی کار داشت و حتی به جزییات می رسید.

«هزاردستان» واقعه ای تاریخی به روایت علی حاتمی بود. او به همراه فرخ غفاری از پایه گذاران سینمای ملی بودند. علی مطالعه زیادی داشت و مردم را خوب می شناخت و نقش اش را به کسی می داد که بتواند آن را حس کند و حتی وسایلی که در صحنه انتخاب می کرد، حتما باید اصل می بود و آنها را از موزه ها به امانت می گرفت که هنرپیشه با دیدن این اجسام قدیمی یک حس جدیدی را تجربه کند. بازیگرانش همه برایش مهم بودند چه آن که نقشی بلند داشت و چه آن که نقش اش کوتاه بود.

محمدعلی کشاورز,بیوگرافی محمدعلی کشاورز,کارنامه هنری محمدعلی کشاورز,فیلم های محمدعلی کشاورز,زندگینامه محمدعلی کشاورز
محمدعلی کشاورز
در فیلم «کمال الملک»

در فیلم «کمال الملک» هم همکاری ام با علی ادامه پیدا کرد که نقش «اتابک اعظم» را بازی می کردم و برای این فیلم هم تحقیقات و مطالعات زیادی را انجام دادم.

بازی در دو فیلم کمدی «کفش های میرزا نوروز» و «مردی که موش شد»

در «کفش های میرزا نوروز» با علی نصیریان همبازی بودم و در واقع همان گروه قدیمی مان بود. «مردی که موش شد» را هم برای احمد بخشی که دستیار علی حاتمی بود، بازی کردم. او آنقدر دوشت داشتنی است که گفتم هر کاری باشد برایت بازی می کنم. او بازوی حاتمی بود و حتی در صحنه هایی از «هزاردستان»، علی طاقت دیدن خون نداشت و دکوپاژ را به «احمد بخشی» می داد و او صحنه ها را می گرفت. متاسفانه چون اهل زد و بند نیست و کم رو است الان کنار مانده.

«مردی که موش شد» تجربه بازی خیلی خوبی برایم بود. متاسفانه ما هنوز معنی طنز و کمدی را نمی دانیم و فیلم هایی که با این عنوان ساخته می شود، بیشتر لودگی است. فیلمسازان ما باید ژانرهای مختلف کمدی را بشناسند و بدانند که کمدی انواع و اقسام مختلف دارد که در ایران درست به آن پرداخته نمی شود. ما در این حوزه هنوز بازیگری مثل رضا ارحام صدر نداریم. این بازیگر طنز را بلد بود و مسائل اجتماعی را فی البداهه در این قالب مطرح می کرد و بسیار هم تاثیرگذار بود که تاکنون نظیرش به وجود نیامده است.

محمدعلی کشاورز,بیوگرافی محمدعلی کشاورز,کارنامه هنری محمدعلی کشاورز,فیلم های محمدعلی کشاورز,زندگینامه محمدعلی کشاورز
محمدعلی کشاورز در فیلم «مردی که موش شد»

من سر «جعفرخان از فرنگ برگشته» کار نیمه تمام علی حاتمی با این بازیگر همکاری داشتم که متاسفانه ۲۰ دقیقه آخر فیلم کارگردان عوض شد و من گفتم کارگردانم علی است و کار نمی کنم اما بچه های دیگر همکاری کردند و در نهایت هم فیلم بدی شد. به نظر من آدم باید برای حرفه و همکارش ارزش قائل شود و کارگردان یک فیلم فقط با درگذشت طرف عوض شود که این یک لوطی گری حرفه ای است.

«مادر» و «دلشدگان»

بعضی ها فکر می کردند این محمد ابراهیم فیلم «مادر» همان «شعبان بی مخ» است. در صورتی که این شخصیت اصلا مغز نداشت و فقط زور زیاد داشت ولی محمد ابراهیم آدمی بود که سواد داشت و حتی کمی آلمانی می دانست. این شخصیت یک نوع بدبینی خاصی نسبت به خانواده اش داشت اما علاقه خاصی به مادرش داشت و نمی توانست احساسات درونی خودش را نشان دهد و حتی در صحنه آخر وقتی مادر می میرد، فقط به چادرش نگاه می کند و تمام غم های دنیا در چهره اش دیده می شود. اکبر عبدی هم در این فیلم بازی فوق العاده ای داشت و به نظر من بهترین کار زندگی اش را انجام داد. بارها هم به او گفتم هر نقشی را قبول نکن که متاسفانه گوش نکرد.

محمدعلی کشاورز,بیوگرافی محمدعلی کشاورز,کارنامه هنری محمدعلی کشاورز,فیلم های محمدعلی کشاورز,زندگینامه محمدعلی کشاورز
محمدعلی کشاورز در فیلم «مادر»

سر فیلم «مادر» هم گفتگوهای زیادی را با علی داشتیم و او تمام لحظات را چک می کرد. سناریوی قوی و زبان شعرگونه ای که در دیالوگ ها وجود داشت باعث ماندگاری این فیلم شد. یکی از بدترین خاطراتم سر این فیلم فوت «شیرعلی قصاب» هنگام بازی بود که سنگ کوب کرد و مرد و قسمت های دیگری که بازی داشت عوض شد. ما در «دایی جان ناپلئون» هم با هم بودیم و حتی اولین باری که دیدمش بلند شدم و به او سلام کردم. حتی در آن کار صحنه ای بود که باید برای «دایی جان» چایی می آورد و مطلبی را می گفت که دیالوگش را نمی توانست حفظ کند، به او گفتم هر چه می توانی بگو، دوبلور درست می کند، گفت «فقط فحش می توانم بدهم.» گفتم عیبی ندارد بگو؛ که آن صحنه را گرفتند و من به سرعت فرار کردم و بعد فهمیدم غلامحسین نقشینه ناراحت شده است. شیرعلی قصاب همیشه از این که قدش بلند بود خجالت می کشید.

«دلشدگان» آخرین همکاری من با حاتمی بود که صحنه هایی را هم در مجارستان گرفتیم. این فیلم هم گفتاری بسیار زیبا داشت. به علی گفتم تهیه کننده کار خودت نباش؛ وقتی تو تهیه کننده باشی فکرت دو جاست ولی گوش نکرد. من در فیلم های بعد از انقلاب حاتمی، فقط در «حاجی واشنگتن» نبودم که نسبت به کارهای دیگرش فیلم زیاد خوبی هم نبود. حتی برای آخرین کارش «جهان پهلوان» قرارداد بستم و قرار بود نقش مربی تختی را بازی کنم و تحقیقات زیادی هم انجام دادم. سر آن کار هم به علی اصرار کردم تختی را نساز تا همان اسطوره ای که هست بماند، چون همه مسائل تختی را نمی توان مطرح کرد.

همکاری با کیارستمی

من اولین بازیگر حرفه ای هستم که با عباس کیارستمی کار کردم. البته کاری را قبل از انقلاب با بازیگران حرفه ای داشت اما بعد از آن دیگر بیشتر با مردم عادی کار کرده بود. «زیر درختان زیتون» تجربه خیلی خوبی برایم بود. کیارستمی را از ط ریق فیلم هایش می شناختم که از من برای بازی در نقش کارگردان در این فیلم که نقش خودش بود دعوت کرد. من «در زیر درختان زیتون» به عنوان یک هنرپیشه حرفه ای کار نکردم. عباس هم از من همین را می خواست. او از تواناترین کارگردان هاست و دقیقا می داند که چه می خواهد. قبل از این که کاری را شروع کند لوکیشن ها را انتخاب می کند و بر اساس آن سناریو می نویسد و دقیقا می داند کجا فیلمبرداری کند و رهبری فوق العاده خوبی در کار دارد.

«خسوف» و زنده یاد رسول ملاقلی پور

برای من باعث تاسف است که رسول در دوران جوانی فوت کرد. ما موقعی که «خسوف» را با هم کار کردیم هنوز آن رشد کامل را نکرده بود اما بچه بسیار صادقی بود و می خواست روز به روز ترقی کند. آمد خانه من و گفت باید در فیلم ام بازی کنی، سناریو را خواندم و قبول کردم. کاراکتر خاصی داشت و بعد از آن هم فیلم های خوبی ساخت و تکنیک و کارگردانی اش بسیار بالا رفت و معتقدم رسول تنها کسی بود که درباره جنگ فیلم های قشنگی ساخت. کارش را بسیار دوست داشت و به آن احترام می گذاشت. من همیشه صداقت را در کارش می دیدم فکر می کنم جای خالی رسول در سینمای ما نمود خواهد داشت.

سایر فیلم ها

«روز واقعه» یکی دیگر از فیلم هایی است که به خاطر بهرام بیضایی که فیلمنامه آن را نوشته بود، بازی کردم. در این فیلم نقش یک کشیش ارمنی را داشتم که بسیار کوتاه بود و در دو روز فیلمبرداری شد. «پول خارجی» هم از فیلم هایی بود که توسط رخشان بنی اعتماد ساخته شد. این فیلم، سناریوی خوبی داشت و کار خوبی هم شد اما نمی دانم چرا از نظر تماشاگر موفق نبود. با فربال بهزاد هم در فیلم «روزی که خواستگار آمد» همکاری داشتم که این فیلم هم فیلمنامه خوبی داشت که کوتاه شد و در بعضی صحنه ها هم به خاطر حضور شتر نمی شد درست کار کرد. اگر دو سه بازیگر بهتر در کار بودند، فیلم بهتری می شد.

وضعیت امروز سینما

مدت زیادی است که دیگر فیلمی بازی نکردم و دیدم دیگر محیط برایم مناسب نیست. من اعتقاداتی برای خودم دارم و به آنها پایبند هستم. به نظر من سینمای ما بعد از رفتن آقای ضرغامی از معاونت سینمایی افت محسوسی داشت و بیشتر به سمت تجارت رفته است. الان قصه۸ هایی که نوشته می شود بسیار سطح پایین است و همه به هم شبیه شده اند و حتی بعضی فیلم هایی که در سال ۴۵ ساخته شده، الان با نام دیگری دوباره ساخته می شود.

پس آن خلاقیتی که باید در هنر باشد چه می شود؟ ما هنوز ریتم را نمی شناسیم. هر کاراکتری برای خودش ریتمی دارد. من را به عنوان یک حاجی بازاری انتخاب می کنند در حالی که ریتم حرکتی و بیانی اش با من فرق می کند و باید آنقدر تلاش و کوشش کنم که آن نقش را بشناسم و بازی کنم. راز این که کارگردان ها و هنرپیشه های خوب دنیا جاودانه می مانند همین است. نقشی را به من پیشنهاد می کنند و توافق نمی کنم اما بعد می بینم یک آدم مثلا لاغر به جای من بازی می کند و نمی فهمم این انتخاب بر چه اساس بوده است.

بعد از انقلاب کارگردان های بسیار خوبی مثل رخشان بنی اعتماد، مجید مجیدی، جعفر پناهی، ابراهیم حاتمی کیا و کمال تبریزی وارد سینما شده اند و دهه ۶۰ تا اواسط دهه ۷۰ دوران موفقی را هم سپری کردیم اما الان روابط جای همه چیز را گرفته و آن چیزی که داشتیم از دست دادیم. فیلم ها به سمت عشق ها و خنده های الکی، مبارزه با اعتیاد و اکشن رفته و غباری از تجارت روی همه فیلم های ما سایه افکنده است. امیدوارم دوستان جوان به جای تجارت به فرهنگ و هنر فکر کنند. ما الان از نبود فیلمنامه نویس خوب رنج می بریم و هنوز تهیه کننده ای که از هنر سررشته داشته باشد، نداریم و طرف به صرف این که پولدار است تهیه کننده می شود و پول می گذارد تا آن را برداشت کند. فکر می کنند وقتی فیلمی زیاد فروش می کند حتما فیلم خوبی است.

در صورتی که این گونه نیست و وقتی مردم از سینما بیرون می آیند اصلا به اتفاق هایی که در فیلم افتاده فکر نمی کنند. الان در باز شده و هنرپیشه ها را از خیابان انتخاب می کنند. بالاخره فیلتری باید باشد و هنرپیشه ای که می خواهد وارد سینما شود باید از فیلتر رد شود و بازیگری که عضو سندیکا نیست، نباید اجازه کار داشته باشد که متاسفانه این گونه نیست. ما در حال حاضر هیچ چیزی که از حقوق هنرپیشه دفاع کند نداریم و قراردادهایی هم که بسته می شود، همه یکطرفه است.

سریال ها

من بعد از سال ۷۵ بیشتر در تلویزیون کار کردم. در آنجا باندبازی کمتر بود و آقای ضرغامی هم که در صداوسیما بودند، باعث شد بیشتر به بازی در سریال ها بپردازم و البته در این حوزه هم بیشتر با سعید سلطانی و اکبر خواجوی کار کردم. اخلاق برای من اهمیت زیادی دارد و محیط کار این افراد بسیار سالم است. بعضی اوقات هم مجبور شده ام برای گذران زندگی ام با افراد دیگری کار کنم که بیشتر کارمان به درگیری رسیده است.

محمدعلی کشاورز,بیوگرافی محمدعلی کشاورز,کارنامه هنری محمدعلی کشاورز,فیلم های محمدعلی کشاورز,زندگینامه محمدعلی کشاورز
محمد علی کشاورز در «پدرسالار»

از جمله سریال های موفقی که داشتم «پدرسالار» است که بسیار در جامعه نفوذ کرد و هنوز هم بعد از گذشت سال ها از پخش، از آن یاد می شود و هیچ وقت هم بررسی نشد چه عاملی باعث شد تا این سریال این قدر میان اقشار مختلف مردم نفوذ کند. حتی در تاجیکستان هم طرفداران زیادی پیدا کرده و وقتی برای هفته فرهنگی به آنجا رفته بودم مردمش من را به عنوان اسدالله خان می شناختند. «خانه ای در تاریکی»، «رسم شیدایی»، «کهنه سوار» و «مزرعه آفتاب گردان» از دیگر کارهایم بوده اند و آخرین کارم هم سریال «سال های برف و بنفشه» به کارگردانی سعید سلطانی است. از میان سریال هایی که بازی کردم به «هزاردستان» چون با علی بودم یک حالت نوستالژی دارم و «پدرسالار»، «سربداران»، «سلطان و شبان» را که یک کار کمدی قشنگ بود هم دوست دارم. کارهای سریالی ام را زیاد به خاطر نمی آورم.

تئاتر امروز

من در بعد از انقلاب دیگر کار تئاتر نکردم و گفتم جوان ها بیایند و شروع به کار کنند. تئاتر در کشور ما افت و خیزهای زیادی داشت و بهترین دورانش دهه ۵۰ بود  که حرکت عظیمی در کل کشور انجام شد و در بعد از انقلاب هم دوران ریاست آقای منتظری در اداره کل هنرهای نمایشی اقدامات خیلی خوبی شد و جانی دوباره به تئاتر بخشید و نگذاشت بمیرد.

محمدعلی کشاورز,بیوگرافی محمدعلی کشاورز,کارنامه هنری محمدعلی کشاورز,فیلم های محمدعلی کشاورز,زندگینامه محمدعلی کشاورز
محمدعلی کشاورز

او به شهرستان ها می رفت و بودجه می گرفت و به همین صورت تئاتر را زنده نگه می داشت. کسانی که بعد از او آمدند زیاد اهل تئاتر نبودند و از هم گسیختگی پیدا شد. متاسفانه در کشور ما کسانی که می آیند و تجربه پیدا می کنند، یکمرتبه عوض می شوند. در طول این سال ها دو نمایش را دیده ام که یکی بسیار بد بود و دیگری کاری از سیما تیرانداز بود که نسبتا خوب بود. اگر تئاتر ما رشد نکند سینما و تلویزیون هم رشد نخواهند کرد. تئاتر باید موجودیتی هنری داشته باشد و به هیچ جناحی وابسته نباشد. شهرداری هم باید کمک کند تا سالن های خوب وجود داشته باشد و این امکان فراهم شود که بازیگر کار کند و مردم به تماشا بنشینند.

جوایز

فقط یک بار برای فیلم «مادر» کاندیدای دریافت سیمرغ بلورین شدم که آن هم به خسرو شکیبایی برای فیلم «هامون» رسید اما بزرگترین جایزه ای که گرفتم از دست پسر جوانی بود که چرخ انگور فروشی داشت و به پیشم آمد و گفت من هیچ چیزی ندارم به تو بدهم غیر از این که حسم را بگویم و خوشه ای انگور به عنوان کادو به من داد که این بزرگترین جایزه ای بود که در زندگی ام گرفتم و در واقع بهترین قاضی مردم هستند که در کوچه و خیابان نقدهای فوق العاده خوبی می کنند. یک بار هم به عنوان چهره ماندگار در همایش چهره های ماندگار انتخاب شدم.

خانواده و ارتباط با هم دوره ها

همسرم فوت کرده و تنها دخترم هم به نام نیلی در بوزای بلژیک زندگی می کند و استاد دانشگاه است؛ او عاشق کارش است و تمام فکر و ذکرش نقاشی است و نقاشی های خوبی می کشد و خوشبختانه به سرزمین، فرهنگ و ادبیات مملکتش هم پایبند است. الان تنها زندگی می کنم و از همدوره هایم هم با اسماعیل شنگله، ارتباط دارم که شخصی بسیار باسواد و انسان پاک و معتقدی است؛ با علی نصیریان و عزت الله انتظامی هم رابطه دارم.

بیشتر بدانید : بزرگداشتی به بهانه تولد محمدعلی کشاورز + تصاویر

بیشتر بدانید : تولد محمدعلی کشاورز با حضور بازیگران+ تصاویر

بیشتر بدانید : محمدعلی کشاورز این روزها چه می کند؟

بیشتر بدانید : عصبانیت محمدعلی کشاورز از شایعه خبر مرگش!

گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
seemorgh.com/culture
منبع: روزنامه سینما

هنگامی که پای داشتن خواب راحت در میان باشد، اغلب توجهمان را بر روال معمول زمان خواب بهینه یا خواب منظم و زمان بیداری معطوف می‌شود. اگرچه توجه به این امور از اهمیت ویژه‌ایی برخوردارند، اما آنها یک فاکتور را نادیده می‌گیرند: محیط خواب.

به گزارش آلامتو به نقل از سلامت ؛ طبق تحقیقات، محیط خواب تاثیر فوق‌العاده‌ایی بر کیفیت خواب دارد و مکان خواب ایده‌آل از جنبه‌های متعددی برخوردار است که اکثر ما به ندرت دراین باره فکر می‌کنیم.

برای درک بهتر از خلق بهترین مکان برای خواب و استراحت نظرات جنیفر آدام، زیست بوم‌گرای، طراح، کارآفرین و مولف کتابِ اتاق خواب الهام بخش: استراحت، آرامش و روابط عاشقانه، را پرسیده‌ایم.

ترفندهای حرفه‌ایی که با ما به اشتراک گذاشت، می‌تواند ایده‌های الهام بخشی را در اختیارتان قرار می‌دهد تا اتاق خواب خانه‌ی خود را به مکانی دنج و راحت بدل کنید و در عین حال خوابی با کیفیت را تجربه نمایئد.

خواب راحت

در تلاش برای خواب راحت هستید؟ این ۱۲ ترفند را به کار گیرید تا راحت‌ترین خواب‌ها را خلق کنید.

  1. لامپ‌های نورانیِ قدیمی را دور نریزید.

آٔدام به هفینگتون پست گفت که همه‌ی ما لامپ‌های قدیمی را با لامپ‌های LED جایگزین کرده‌ایم، چون نه تنها انرژی بیشتری تولید می‌کنند بلکه نور زیباتری به فضا می‌بخشند اما نکته‌ی چالش‌برانگیز درباره‌ی آنها خورشیدی بودن نور آنهاست.

بنابراین اگر این لامپ‌های LED را در اتاق‌های خواب نیز تعبیه کنید، خواب شما با مشکل مواجه می‌شود.

توصیه می‌کنم همه، همواره در اتاق خواب خود به ویژه برای آباژور کنار تختشان، یکی از این هالوژن‌های قدیمی یا لامپ‌های پورنور که نوری ملایم و گرم دارند، داشته باشند. من به شخصه عاشق مدل‌هایی هستم که می‌توان نور آنها را کم و زیاد کرد.

  1. وسایل الکترونیکی را گم و گور کنید.

اکنون می‌دانیم که تلویزیون، تلفن‌های هوشمند و تبلت‌ها نوری آبی از خود ساطع می‌کنند که ترشح طبیعی ملاتونین را مختل می‌کنند، به عبارت دیگر آنها برای اتاق خواب و مکان استراحت ناماسبند. اما آدام اعتقاده دارد باید نسبت به ساعت‌های زنگدار نیز محتاط بود.

او معتقد است که خلاص شدن از شر ساعت‌های زنگدار از هر چیزی مهمتر است، زیرا تحقیقات نشان می‌دهد چنانچه ساعت زنگدار را در معرض دید خود قرار دهید، نور آن خواب را مختل می‌کند.

همچنین در ورای نگاه‌هایی که به ساعت می‌اندازید تا متوجه شوید ساعت چند است و چقدر زمان برای خواب دارید، استرسی ناخودآگاه پنهان شده است.

حتی هنگامی که در اتاق هتل هستم، ساعتم را روی زمین قرار می‌دهم، زیرا دوست ندارم ابزاری الکترونیکی کنار سرم باشد یا اگر در جایی ثابت قرار داشته باشد دستمال یا حوله‌ایی روی آن می‌اندازم.

اگر از آن دسته افرادی هستید که صبح‌ها زود از خواب بیدار نمی‌شوید، منظورم با طلوع نور خورشید است، ساعتی را انتخاب کنید که نور آن قابل تنظیم باشد و در صورت امکان هنگام خواب آن در جهت مخالف و فاصله‌ایی دورتر از سرتان قرار دهید.

  1. نورها را کنترل کنید.

آدام می‌گوید، من عاشق بیدار شدن همزمان با طلوع خورشید هستم، به ویژه اکنون که خورشید حدود ۵:۳۰ طلوع می‌کند. اما اغلب مواقع شب هنگام نور زیادی خارج از منزل وجود دارد که خوابیدن را مشکل می‌سازد.

پرده‌های حصیری تیره که فضایی تاریک به اتاق می‌بخشند حقیقتا کمک شایانی به خواب شما خواهند کرد و به راحتی هم قابل تنظیم هستند.

می‌توان یک لایه‌ پرده‌ی دراپه‌ایی متحرک هم روی آنها نصب کرد که هم برای حفظ حریم خصوصی و تاریک نمودن اتاق مناسبند و هم می‌توان صبح‌ها آنها را کنار زد. نصب چنین پرده‌ایی تفاوت عظیمی در خواب و کیفیت آن ایجاد می‌کند.

  1. صداها را تحت کنترل درآورید.

آدام به مردمی که در نقاط شهری زندگی می‌کنند و صداهای پیرامون اغلب از مختل کننده‌های خوابشان به شمار می‌رود یا به افرادی که با همسری که شب‌ها خروپف می‌کند، کشمکش دارند، گوش‌گیر را توصیه می‌کند.

آدام در ادامه می‌گوید، اما چنانچه استفاده از گوش‌گیر چندان برایتان راحت نیست، از پنکه یا دستگاه تهویه‌ استفاده کنید تا صدایی با نویز سفید در اتاق خلق شود که هم کیفیت هوای اتاق خواب را بهبود می‌بخشد و هم هوا را تعدیل می‌کند.

اما اگر خوش‌شانس هستید و در مناطقی که طبیعتی آرام دارند زندگی می‌کنید، از آرامش حاکم بر اتاق خوابتان بهره ببرید و مشعوف باشید.

  1. تخت خود را هر روز صبح مرتب کنید.

آدام معتقد است مرتب نمودن تخت، درست پس از آنکه از خواب بیدار می‌شوید حس فوق‌العاده‌ایی به شما می‌بخشد و هنگامی که در پایان روز به خانه باز می‌گردید حس بسیار خوب و آرامش‌بخشی را تجربه خواهید کرد. همچنین موجب می‌شود گرد و غبار از سطحی که در آن می‌خوابید دور بماند و تختتان تمیزتر باشد.

در عین حال مرتب نمودن اجازه نمی دهد حیوان خانگی شما در رختخوابتان بچرخد. بعلاوه چین‌خوردگی‌های پارچه که ساینده‌اند و خواب را مشکل می‌سازند، از تخت خود دور کرده‌اید.

  1. ملحفه‌ها را حداقل هفته‌ایی یک بار عوض کنید.

آدام می‌گوید متعجبم که چرا بسیاری از مردم ملحفه‌های تخت خود را حداقل هفته‌ایی یک بار عوض نمی‌کنند و بالطبع کرم‌های پنیری ناشی از گرد و غبار که در رختخوابشان سکنی گزیده و خواب آسوده‌ی آنها را مختل می‌کند، از خود دور نمی‌کنند.

مطمئن باشید رختخوابی که در آن می‌خوابی کاملا تمیز است، به ویژه اگر حیوان خانگی‌اتان با شما می‌خوابد.

  1. هنگام تزئین و طراحی به رنگ‌ها و طرح‌های آرامش‌بخش روی آورید.

گرچه انتخاب رنگ‌های روشن و طرح‌های برجسته در اتاق خواب به هیچ وجه خطا نیست اما مهم است بدانید که این طرح‌ها و سبک‌های خلاقانه خواب با کیفیتی را برایتان به ارمغان نخواهد آورد.

آدام می‌گوید که اگر خواهان خواب راحت هستید، پیشنهاد می‌کنم از رنگ‌های آرامش‌بخش استفاده و از طرح‌های آشفته اجتناب کنید. رنگ‌های ملایم، آرام، حتی گرم یا نه چندان شاد کاملا مناسبند. سبز، آبی‌، فیلی، خاکستری و سفید بهترین رنگ‌ها برای اتاق خوابند.

اینها تمام رنگ‌هایی هستند که خوابی راحت را برایتان به ارمغان می‌آورند. طرح‌های مستطیلی، راه راه ساده و ترنجی برای استراحت فوق‌العاده‌اند.

  1. دفتر یادداشتی در کنار خود داشته باشید.

به جای تق، تق و وز، وز گوشی‌های هوشمند، یک دفتر یادداشت و یک مداد کنار خود بگذارید تا اگر افکار مزاحم به طور ناخودآگاه به ذهنتان حمله‌ور شد و درست هنگامی که چشمانتان گرم خواب شده، توجه شما را به خود معطوف کرد و اجازه نداد بخوابید، از آن‌ها بهره بگیرید.

آدام اذعان می‌دارد که بسیاری از ما به محض اینکه در رختخواب دراز می‌کشیم و درست پیش از آنکه به خواب رویم زمان‌های خلاقانه‌ای را تجربه کرده‌ایم، بعلاوه‌ی مطالبی که می‌خواهیم به دیگران بگوییم.

در عوض اینکه با آنها سرگرم شوید، بی‌آنکه چراغ را روشن کنید، این افکار و ایده‌ها را روی کاغذ پیاده کنید. گرچه ممکن است صبح نتوانید دستخط خود را بخوانید اما حداقل خواب آشفته‌ایی نداشتید.

  1. از رایحه‌های ملایم در اتاق خواب بهره ببرید.

آدام توصیه می‌کند چنانچه از شمع یا خوشبوکننده‌ای در اتاق خواب استفاده می‌کنید، مطمئن شوید که رایحه‌ایی ملایم و مطبوع دارد.

به عنوان مثال عطر مرکبات کمی تند است، به همین دلیل من عطر سنبل را ترجیح می‌دهم. رایحه‌ها و عطرها بیش از آنچه تصور می‌کنید بر حال و هوا و انرژی شما تاثیر‌گذار است.

  1. هر چه خنک‌‌تر، بهتر.

آدام می‌گوید اغلب مواقع مردم درست پیش از خواب حمام می‌کنند یا دوش می‌گیرند که خواب راحت‌تری داشته باشند اما با این کار دمای بدنشان را افزایش می‌دهد و بالطبع دیرتر به خواب می‌روند. در واقع ناخودآگاه شرایط خواب را برای خودتان دشوار ساخته‌اید زیرا شما به قصد خنک شدن دوش می‌گیرید.

چنانچه دمای بدنتان پایین باشد، نه تنها کمک می‌کند تا راحت‌تر به خواب روید بلکه در طول شب نیز خواب راحت‌تری را تجربه خواهید کرد. پس حمام و دوش آب گرم چندان عاقلانه نیست. من پیشنهاد می‌کنم عصرها دوش بگیرید و حمام کنید تا احساس آرامش کنید.

  1. بالشت‌ها و تشک خود را تعویض کنید.

آدام می‌گوید، بسیاری از کسانی خواب چندان راحتی ندارند، ممکن است به خاک حساسیت داشته باشند اما ندانند که رختخوابشان چقدر گرد و غبار دارد.

برخی تشک‌ها و بالشت‌ها از مواد حساسیت‌زا پر شده‌اند و البته امکان شستن آنها نیز وجود ندارد. بسیاری از افرادی که از مشکل اختناق در خواب رنج می‌بردند یا هر روز با خستگی مفرط از خواب بیدار می‌شدند، به من می‌گفتند که به محض آنکه بالشت و تشک خود را عوض کرده و از انواع ضد حساسیت آن استفاده نمودند، شب‌ها خواب راحت‌تری داشتند و صبح‌ها هم سرحال‌تر از خواب برمی‌خواستند.

چنانچه بالشت خود را هر دو سال یکبار عوض نکنید، قطعا درون آن مملو از مواد حساسیت‌زا خواهد شد. اهمیتی ندارد بالشتتان چقدر خوب است، از شرش خلاص شوید. تشک خود را نیز فقط ۱۰ سال نگه دارید.

  1. سرویس اتاق خواب را مختصر کنید.

فقط وسایلی که برای خواب و آرامش بدان نیاز دارید در اتاق خوابتان نگه دارید: به اعتقاد آدام یک تخت، دوتا پاتختی، شاید یک نیمکت در پایین تخت و یا یک کاناپه و یک صندلی خوب برای نشتن کفایت می‌کند.

قطعا در اتاق خواب به میز یا تجهیزات ورزشی نیاز نخواهید داشت. در اتاق خواب از اجسامی که نور را منعکس می‌کنند مانند آیینه استفاده نکنید زیرا اینگونه اجسام عمدتا نیمه شب‌ها مشکل‌ساز می‌شوند.

به طور خلاصه، اتاق خواب شما فقط برای خواب است، بنابراین از آن فقط برای خواب استفاده کنید.


برای تعبیر خواب‌هایی که دیده‌اید می‌توانید به بخش تعبیر خواب آلامتو مراجعه کنید.

برای کوچک کردن بینی فناوری های پیشرفته ای وجود دارد که بینی را زیبا و کوچک می کنند و البته هزینه های بالایی نیز دارند. ولی دانشمندان دانشمندان روش های ساده تر و بدون هزینه را به شما پیشنهاد می کنند.

روش های بدون هزینه برای کوچک کردن بینی در منزل

خیلی از افراد هستند که از بزرگ بودن بینی خود راضی نیستند و از به دلایل مختلف هم نمی خواهند که بینی خود را جراحی زیبایی کنند، برای این افراد روش های ساده و بدون هزینه وجود دارد که در کوچک کردن بینی و زیباتر کردن آن تاثیر زیادی دارد. با این روش های ساده می توانید بینی خود را کوچک و خوش فرم کنید و اعتماد به نفس خود را بالا ببرد.

کوچک کردن بینی

راه های ساده برای خوش فرک کردن و کوچک کرن بینی

بخور دادن بینی

بخور دادن به بینی باعث می شود که منافذ پوست باز شوند و چربی ها و گوشت بینی های بینی کمتر شوند، بدین ترتیب بینی به فرم ایده آلی می رسد و البته باید بخور دادن را مرتب تکرار کنید. برای جلوگیری از افتادگی بینی بعد از بخور دادن، بینی را زیر اب یخ بگیرید.

همچنین بخوانید : ۸ دلیل که نشان میدهد بینی بزرگ جذاب است!

کوچک کردن بینی

بخور دادن به بینی برای کوچک کردن

زنجبیل

زنجبیل باعث از بین رفتن چربی های بینی های گوشتی می شود و باید کمی پودر زنجبیل را با آب مخلوط کنید و روی بینی خود قرار دهید و بعد از چند دقیقه ان را با دستمال پاک کنید و نتیجه بعد از ۲ هفته بسسیار عالی خواهد بود.

کوچک کردن بینی

بینی خوش فرم با زنجبیل

فشار دادن نوک بینی

نوک بینی غضروفی نرم دارد که قابل شکل گیری است، شما می توانید با فشار دادن نوک بینی خود، بینی خوش فرم و کوچکتری داشته باشید.

 

همچنین بخوانید : 

روشی آسان برای کوچک کردن بینی

بینی بزرگ چه تاثیری بر زیبایی دارد؟

کوچک کردن و زیبایی بینی کاملا رایگان + عکس

کوچک کردن بینی با یک محلول خاص در خانه!

خروپف snore

ما دقیقا نمی‌دانیم چه تعدادی از افراد هنگام خواب خروپف می‌کنند، اما به خوبی می‌دانیم کسانی که از خروپف دیگران اذیت می‌شوند کم نیست. بسیاری از آن‌ها حتی راه‌های دم دستی برای رهایی از این مشکل را نمی‌دانند!

به گزارش آلامتو به نقل از فرادید؛ خروپف کردن می‌تواند دلایل متعددی داشته باشد که می‌توان بیشتر آن‌ها را حل کرد. چندین روش برای حل مشکل خروپف کردن و یک خواب راحت وجود دارد.

  1. تغییر حالت خواب

برخی از حالات خواب احتمال خروپف کردن را افزایش می‌دهد. برای نمونه، اگر به پشت می‌خوابید، انتهای زبان و نرم‌کام شما به دیواره گلو تکیه می‌دهد که این حالت باعث ارتعاش صدا و هوایی خروجی می‌شود. این مشکل راه‌حلی آسان دارد: کافی است به پهلو بخوابید.

البته ما همیشه به یک حالت نمی‌خوابیم و در طول خواب مدام حالات خود را تغییر می‌دهیم. برای حل این مشکل نیز توصیه شده که یک بالش به اندازه قدتان تهیه کنید و پشتتان بگذارید تا تغییر وضعیت ندهید. البته تهیه بالشی به این اندازه کار ساده‌ای نیست! به جای آن می‌توانید از پتو استفاده کنید.

جایگزین ساده‌تر آن نیز این است که توپ تنیس یا هفت سنگ را با نوارچسب به پشت پیژامه خود بچسبانید. این روش مانع از برگشتن شما به پشت می‌شود.

  1. رفع گرفتگی بینی

خروپف از مجرای بینی شروع می‌شود. بنابراین باز کردن یا به عبارتی تمیز کردن مجرای بینی می‌تواند به از بین رفتن خروپف کمک کند.

اگر گرفتگی بینی باز شود، جریان هوا آرام‌تر حرکت کرده و احتمال خروپف بسیار کمتر می‌شود. برای این کار کافی است از نوارهای مخصوص پاک کردن بینی استفاده کنید و یا یک دوش آب گرم بگیرید.

  1. تعویض بالش

شاید باورتان نشود، اما بالش مانند آهنربا گرد و غبار را به خود جذب می‌کند. سپس گرد و خاک آن وارد بینی شده و حساسیت ایجاد می‌کند. برای جلوگیری از این اتفاق سعی کنید روبالشی را هفته‌ای یک بار بشویید. در ضمن بهتر است هر شش ماه یک بار آن را کاملا تعویض کنید.

  1. بهبود کیفیت خواب

منظور ما این است که عادات نامناسب روزانه را کنار بگذارید. اگر چندین ساعت و بدون استراحت کافی مشغول به کار هستید، باید این عادت خود را اصلاح کنید. دلیلش نیز واضح است؛ زمانی که با خستگیِ تمام به رختخواب خود می‌روید، ماهیچه‌های شما سست‌تر می‌شود. این حالت خود عامل خروپف کردن است. در این بین، مصرف مشروبات الکلی نیز یکی از عوامل خروپف کردن است.

  1. آب بنوشید

یکی از راه‌های باز نگه‌داشتن مجرای تنفسی نوشیدن حجم زیادی از مایعات است. ترشحات بینی و نرم‌کام در صورت عدم نوشیدن مایعات چسبناک‌تر خواهند شد. این کار احتمال خروپف را کم می‌کند. مردان روزانه به حدود سه لیتر مایعات و زنان نیز به حدود ۲٫۲ لیتر مایعات نیاز دارند.

بسیار کمتر پیش می‌آید که افراد لاغر خروپف کنند. کاهش وزن یکی از راه‌های متوقف کردن خروپف است. بنابراین، اگر کسی را دیدید که اخیرا وزن اضافه کرده و خروپف می‌کند، به او پیشنهاد دهید که دوباره وزن خود را کم کند.

به طور کلی، بیماری‌هایی نظیر آسم که موجب انسداد مجاری هوایی ریه‌ها می‌شوند، از جمله عوامل خروپف کردن هستند. به این بیماری‌ها می‌توان سیگار کشیدن را هم اضافه کرد که با تحریک مجاری تنفسی می‌تواند خروپف کردن را بدتر کند.

همچنین مصرف داروهای آرام‌بخش نیز موثر است. دیگر عوامل خروپف، تنگی مادرزادی بینی و حلق، پولیپ بینی، احتقان بینی و بزرگی لوزه‌ها است.

در نهایت توجه داشته باشید که نباید خروپف کردن را دست کم گرفت. خروپف کردن می‌تواند یکی از نمودهای مشکلات تنفسی باشد که باید برای درمان آن دست به کار شد.

 چای های گیاهی علاوه بر خواص زیادی که دارند به بهبود سلامت معده هم کمک می کنند که در ادامه چند چای گیاهی مفید برای معده معرفی می شوند

 آرامش معده با این چای های گیاهی

ناراحتی معده می تواند به دلایل مختلفی شکل بگیرد. این شرایط همواره با رژیم غذایی مرتبط نیست، اگرچه عاملی مهم محسوب می شود. اضطراب، استرس، کمبود خواب و دیگر محرک های عاطفی می توانند اثر چشمگیری بر گوارش انسان داشته باشند. هورمون ها، کمبود مواد مغذی و الگوهای غذایی نیز می توانند در فعالیت معده اختلال ایجاد کنند.

برخی چای ها می توانند اثر آرامش بخش داشته باشند که به تسکین درد معده کمک می کند. آگاهی از دلیل معده درد برای انتخاب چای مناسب اهمیت دارد.

در شرایطی که چای می تواند تسکین دهنده موقت خوبی برای ناراحتی و مسائل جزئی معده باشد، اگر با مشکلی بزرگ مواجه هستید باید به پزشک مراجعه کنید.

چای زنجبیل
چای زنجبیل

ریشه زنجبیل هزاران سال است که در مناطق مختلف جهان، از جمله چین و هند، کاربرد دارویی دارد. زنجبیل به تسکین ناراحتی معده، سوء هاضمه، بیماری حرکت، و حالت تهوع کمک می کند.

چای بابونه
چای بابونه

بابونه، یکی از محبوب‌ترین گیاهان دارویی در جهان است. این گیاه از ویژگی های ضد التهاب، ضد اسپاسم، و ضد نفخ سود می برد که همگی برای تسکین ناراحتی معده مفید هستند. بابونه می تواند ناراحتی معده، گرفتگی معده، سندرم روده تحریک پذیر، سوء هاضمه و گاز بیش از حد را تسکین دهد.

چای نعناع بیابانی
چای نعناع

برگ های نعناع بیابانی برای بهبود حالت تهوع، گرفتگی های دوره قاعدگی، گاز بیش از حد، و تقریبا هر نوع بیماری معده مورد استفاده قرار می گیرند. چندین مطالعه نشان داده اند که نعناع بیابانی در درمان سندرم روده تحریک پذیر موثر است که سرکوب سیگنال های درد از روده بزرگ شاید در این زمینه موثر باشد.

اگر با سوزش سردل مواجه هستید شاید بهتر باشد از این گیاه استفاده نکنید. نعناع بیابانی عضله اسفنکتر که مسیر ارتباطی بین معده و مری را باز و بسته می کند را شل کرده که این شرایط می تواند موجب بالا آمدن اسید معده در مری و وخیم‌تر شدن سوزش سردل شود.

چای نعناع دشتی
چای نعناع

نعناع دشتی سرشار از آنتی اکسیدان های قدرتمند است. اگرچه ثابت نشده است که این گیاه اثر جسمانی قطعی بر گوارش انسان دارد، اما افراد بسیاری برای تسکین حالت تهوع، سوء هاضمه، نفخ و گاز از نعناع دشتی استفاده می کنند.

چای ریحان
چای ریحان

ریحان می تواند فوایدی فراتر از یک ماده غذایی مورد استفاده در تهیه پیتزا را ارائه کند. گفته شده است که افزودن مقداری ریحان به یک فنجان چای داغ می تواند به تسکین سوء هاضمه و تسکین ناراحتی ناشی از احساس پری بیش از حد معده کمک کند.

چای شیرین بیان
چای شیرین بیان

چای تهیه شده از ریشه شیرین بیان می تواند به تسکین تعدادی از مشکلات معده، از اولسرها تا سوء هاضمه، کمک کند. این ریشه از عطر و طعمی قوی برخوردار است و اثر محافظتی بالقوه برای دیواره داخلی معده دارد.

چای سبز
چای سبز

گفته شده است که چای سبز به تسکین نفخ و گاز بیش از حد کمک می کند. باید به این نکته اشاره داشت که کافئین می تواند موجب بی خوابی شود، از این رو، بهتر است چای سبز را نزدیک به زمان خواب مصرف نکنید.

بیشتر بدانید : بهترین چای ها برای بهبود سیستم ایمنی و آرامش در پاییز

بیشتر بدانید : زیاده روی در مصرف چای باعث این بیماری های می شود

بیشتر بدانید : تقویت سلامت روده با مصرف چای سیاه

بیشتر بدانید : مصرف این نوع چای باعث ریفلاکس معده می شود

گردآوری : گروه سلامت سیمرغ 
seemorgh.com/health
منبع : asriran.com

کریستیانو رونالدو و خانواده‌اش از سوی لیدر متعصب ناپولی تهدید به مرگ شدند

رونالدو و خانواده اش تهدید به مرگ شدند

نفرت بین طرفداران دو تیم ایتالیایی یوونتوس و ناپولی همواره یکی از مثال‌زدنی‌ترین رقابت‌های فوتبالی در سطح جهان و اروپا بوده است.

با ورود کریستیانو رونالدو به یوونتوس این تیم با توجه به گل‌زنی‌های اعجوبه پرتغالی قدرتی مضاعف یافته است که این قدرت برای باشگاه‌های ایتالیایی علی‌الخصوص ناپولی بسیارگران تمام شده است.

حال با توجه با اتفاقاتی که در سری‌آ رخ داده است، طرفداران ناپولی خشمی صدچندان را از یووه و ستاره‌هایش در دل خود به وجود آورده‌اند. لیدر ناپولی که از شناخته‌شده‌ترین چهره‌ها مابین طرفداران و لیدر‌های تیم‌های فوتبال اروپا است به تهدید علیه چهره اول بازیکنان بیانکونری در این فصل پرداخته است.

این لیدر که با تعصب بی‌مثال خود به عنوان چهره‌ای مطرح شناخته شده است، خطاب به کریستیانو رونالدو عنوان داشته که در صورتی که شادی‌های گل معروف خود را پس از گل‌زنی به ناپولی مقابل طرفداران این تیم به نمایش بگذارد یا زندگی خود را از دست خواهد داد یا خانواده‌اش.

حال باید دید که فدراسیون و اتحادیه فوتبال ایتالیا چه واکنشی در قبال این تهدید‌ها خواهد داشت و چگونه با این لیدر متعصب و جنجالی برخورد خواهد کرد.

چهره لیدر سرشناس تیم ناپولی

چهره لیدر سرشناس تیم ناپولی

گردآوری:گروه ورزش سیمرغ
seemorgh.com/sport
منبع: خبرورزشی

ترانه علیدوستی عکس جدیدی از خودش و دخترش حنا را منتشر کرد

عکس ترانه علیدوستی و دخترش

ترانه علیدوستی بازیگر کشورمان مدتی قبل پس از حضور در ژاپن به کشور بازگشت.

این بازیگر ۳۵ ساله عکس جالبی از خودش و دخترش را منتشر کرده است که شبیه یکدیگر لباس پوشیده اند.

حنا دختر ترانه علیدوستی ۵ سال سن دارد.

ست کردن لباس ترانه علیدوستی و دخترش

ست کردن لباس ترانه علیدوستی و دخترش

گردآوری:گروه سرگرمی سیمرغ
seemorgh.com/entertainment
منبع: صفحه شخصی ترانه علیدوستی

یک مدیر برای اینکه خوب باشد چه رفتاری باید داشته باشد و ویژگیهای یک مدیر موفق چیست؟ اداره یک پست بالا و قوی می تواند کار سختی باشد و عملکرد درست مدیریت کار ساده ای نیست بر اساس اینکه شما مدیر هستید یا مدیر دارید، گوگل یک تحقیق در مورد ویژگی های یک مدیر خوب انجام داده است و نکاتی مهم در مورد مدیریت را بررسی کرده است.

در این بخش تاپ ناز ما به شما می گوییم که یک مدیر خوب باید چگونه رفتار کند. طبق نظر کارشناسان یک مدیر خوب باید مانند یک رهبر ارکستر باشد و درست مانند او مرحله به مرحله به گروه خود آموزش دهد و با آنان تمرین کند.

یک مدیر باید از دیگران ایده بگیرد و آن را اجرا کند و این چیز بدی نیست. شما اگر به عنوان یک مدیر در یک شرکت فعال هستید و از بالا کارمندان را ارزیابی می کند این کافی نیست قطعا این مدل محیط کری خسته کننده می شود یک مدیر خوب باید ایده های خوب داشته باشد.

خصوصیات مدیر موفق

مدیران خوب و موفق چه ویژگی هاییی دارند؟

رفتار و اخلاق یک مدیر خوب چگونه است؟

مدیر خوب آرامش کاری دارد:

یک مدیر خوب باید آرامش کاری داشته باشد، این یکی از عوامل مهم می باشد که مدیر باید بتواند انتظارات کارمندانش را به درستی درک کند و برای همراه شدن با آنها خود نیز دارای آرامش باشد.

مدیر بزرگ یک مربی خوب است:

مدیر و رئیس خوب به جای حل مسائل برای تیم خود و یا بدتر، آنها را بدون هیچ نوع راهنمایی ترک کردن، یک رئیس بزرگ مشکلات را به چشم تجربه نگاه می کند و از آنها یاد خواهد گرفت.

همچنین بخوانید : روش تقویت فن بیان و خوب صحبت کردن

خصوصیات مدیر موفق

برنامه ریزی درست و رفتار مناسب یک مدیر خوب

خصوصیت های بارز مدیران خوب و حرفه ای

مدیر خوب تیم را قدرت میبخشد و میکرومنیج نمیکند:

هر کسی دوست دارد که با اعتماد به نفس و با قدرت تصمیم بگیرد، رئیس خوب به افراد آزادی می دهد تا هر چیزی را تجربه کنند و حتی ریسک کنند و در این راه آنها را حمایت می کند.

یک محیط محرمانه ایجاد می کند و هم تیمی هایش را تشویق می کند که میان همتایان خود صحبت کنند. وقتی هماسالان خود هم همین کار را می کنند، باید از آنها حمایت کنند یا انتقاد سازنده ارائه کنند و هیچ کس در تیم نباید از یک ایده خجالت بکشد و یا از ریسک کردن بترسد.

خصوصیات مدیر موفق

کارهایی که یک مدیر موفق انجام میدهد

مدیر موفق چگونه با کارکنانش برخورد می کند؟

یک مدیر خوب تولید کننده و نتایج محور است:

کارفرما دوست دارد که اطرافیانش به این باور برسند که آنها قادر به انجام هر کاری هستند، آنها می دانند چطور انگیزه تیم خود را برای تولید با کیفیت بالا ببرند.

 

مدیر خوب یک ارتباط دهنده خوب است:

افرادی که به افکار دیگران گوش می دهند و به طور موثر اطلاعات را انتقال می دهند، بهترین مدیران هستند. وقتی همه چیز خوب پیش می رود از همه تشکر می کنند، اما از بازخورد منفی هم ترسی ندارند.

 

خصوصیات مدیر موفق

ارتباطات یک مدیر خوب با کارکنان

رفتار های تاثیر گذار مدیر خوب در رسیدن به موفقیت

پشتیبانی از توسعه حرفه ای و بحث های اجرایی در مدیریت خوب:

کارفرمایان بزرگ به اعضای تیم خود به عنوان یک سرمایه، نه یک ابزار برای سود شخصی نگاه میکنند به این ترتیب، آنها به مردم کمک می کنند تا شغل خود را توسعه دهند و آنچه را که در توان دارند انجام دهند تا به اهداف خود برسند.

مدیر خوب دارای چشم انداز روشن و استراتژی برای تیم است:

آنها می دانند تیم یا شرکت به کجا هدایت می شود و مطمئن می شود که همه افراد در یک مسیر حرکت میکنند ؛ آنها همچنین اهداف مشخصی را نسبت به این مقصد ارائه می دهند و انتظارات واقع بینانه ای را نسبت به آن دارند.

خصوصیات مدیر موفق

استراتژی های یک مدیر خوب

نحوه رفتار کردن مدیر خوب با پرسنل

مدیران خوب دارای مهارت های فنی کلیدی برای نصیحت کردن تیم هستند:

آنها باید صحبت کنند و عمل کنند. این یک اصل در مدیریت است، اما قبل از آن باید تجربه کسب کنند به عنوان مثال، اگر شما در یک شرکت فناوری اطلاعات کار می کنید، رئیس باید دانش گسترده ای در مورد فناوری اطلاعات داشته باشد حتی اگر یک رئیس پس زمینه دیگری داشته باشد، باید با وظایف روزانه تیم آشنا شوند.

مشارکت مدیر خوب در شرکت:

هیچ منی در گروه وجود ندارد ! مدیران عالی،این قدرت را دارند تا فضایی ایجاد کنند که افراد حس برابری داشته باشند، نه اینکه افراد را به گروه های مختلف تقسیم کند و رو در روی هم قرار دهد.

خصوصیات مدیر موفق

مدیر خوب چگونه است؟

مدیر خوب یک تصمیم گیر قوی است:

واقعیت این است که کارفرماها باید تصمیمات دشوار بگیرند گاهی اوقات در یک شرکت دو تصمیم اتخاذ می شود اما این مدیر است که باید تصمیم نهایی را بگیرد.تصمیم گیرنده قوی به این معنی است که تصمیمی بگیرد که برای شرکت بهتر است و اطمینان حاصل شود که همه افراد دلیل آن را بدانند.

همچنین بخوانید :